با گذشت هشت سال از حضور نظامی ایالات متحده و متحدان اش در افغانستان، یأس و نا امیدی مرموزی لرزه به اندام باشندگان روی زمین انداخته است، مردم افغانستان نا امید از تغیر سرنوشت تحمیلی شان و سایر مردم دنیا بیم ناک از مرگ ناگهانی. ولی واقعیت ها در پشت دروازه های کاخ سفید و قصر کرملین شکل گرفته و زندگی من و تو را دگرگون می سازد که به آن دیپلماسی نام می گزارند. حادثه یازدهم سپتامبر 2001 میلادی را هیچ باشنده روی زمین نادیده انگاشته نمیتواند و همه را در صدلای کابوس های عجیبی و غریبی سیر می دهد، تا مبادا زندگی جاویدانه و شیرین شان طعمه دسیسه ها و دیپلماسی ها گردند. به همین منظور حاضر میگردند جان سربازان عزیز شان را سپری در برابر بیم های طاقت فرسای شان قرار داده و آنان را در مبارزه با آنچه تروریسم خوانده می شود در برزخ افغانستان قربانیان ابدی سازند.افغانستان که در درازای تاریخ، همواره میدان نبرد امپریالیسم های شرق و غرب بوده، اینک نیز به شکل وحشتناک تری درمنجلاب این وادی با سر فرورفته است. زمامداران امروز آن نیز بیشتر از گذشته در برابر دست بوسی به اربابان قدرت مجوز عام وتام صدها نوع فساد، جنایت و خیانت را بدست آورده، آنگاه سوار بر گردۀ مردم از هر عمل فسق و فجور دریغ نمی ورزند. پایان معمای انتخابات افغانستان با نتیجه شرم آور آن، به مثابه گلولۀ یأس بر امیدهای مردم ستمدیده افغانستان که هر روز یازدهم سپتامبر را تجربه می کنند، اصابت کرده، اندک اعتماد مردم افغانستان را نیز از رژیم حاکم و جامعه بین المللی ربود.
حمایت جامعه بین المللی از پیروزی یک رژیم غیر مشروع، فاسد، فاشیست و جنگ سالار، آخرین نخ های امید مردم را نیز گسست و اوضاع را در افغانستان به دهه نود کشاند. زیرا اوضاع کنونی از خیلی جهات با دهه نود شباهت دارد. جنگ و نا امنی که امروز در کشور جریان دارد تداوم همان جنگ دهه نود است، تنها با تفاوت اینکه امروز ما با پدیدۀ مدرن انتحار نیز مواجه هستیم که در آن آیام نبود. در غیر آن صورت فهیم و خلیلی زمامداران امروزی هستند که در دهه نود نیز غمبار ترین تراژیدی های بشری را بر مردم افغانستان تحمیل نمودند. جامعه بین المللی توقع دارند تا مردم افغانستان بالای حکومت فاشیست و فاسد آقای کرزی که بصورت نا مشروع به کرسی ریاست جمهوری تکیه زده است، با معاونیت آقایان قسیم فهیم و کریم خلیلی که جنایت کار ترین انسان های تاریخ اند، اعتماد نموده و انتظار صلح و آشتی را بکشند. مردم افغانستان از جامعه بین المللی توقع آنرا داشت تا جنگ سالاران و مجرمین که دست شان تا بازو به خون میلیون ها انسان بیگناه آلوده است، به پای چوبه دار عدالت کشانده شوند، ولی متاسفانه آنان هنوز با حمایت جامعه بین المللی باداران افغانستان بوده و بر مردم افغانستان حکومت می کنند.
استراتیژی جدید امریکا با اعزام بیش از 30000 نیروی بیشتر در افغانستان همان تداوم استراتیژی جورج بوش رئیس جمهور پیشین امریکا است، تنها با تفاوت اینکه جورج بوش نمیخواست با عناصر افراطی و القاعده به معامله بنشیند ولی این بار تصمیم به معامله با آنان بخش مهم این استراتیژی را تشکیل می دهد. گفتگو با سران طالبان با میانجیگری آی اس آی و شیوخ عرب، تصمیمی است در جهت به قدرت کشاندن اقایان ملاعمر و گلبدین حکمتیار، تا این دو جنایت کار نیز به جمع دیگر جنگ سالاران پیوسته و چند صباحی بر مردم حکومت نموده وبه عیاشی و تجاوز بپردازند و اگر هم خاستند قانونی را تصویب نمایند تا خودرا مورد عفو قرار دهند. در این میان این مردم افغانستان است که به عنوان قربانیان اصلی این سیاست ها همیشه غرامت و تاوان می پردازند بدون اینکه روزی بر سفره خوشی بنشیند و یک شکم نان خشک را بدون ترس و بیمی از این جنایت کاران نوش جان نمایند.
تا زمانی که فشار بر کشور های حامی تروریست و تمویل کنندگان این گروه وارد نگردد، اگر به اندازه تمام نفوس افغانستان هم نیرو به افغانستان اعزام شود راهی به جایی نخواهد برد. گروه طالبان بیشتر از 15 سال است که با تمام قدرت در برابر مردم افغانستان و جامعه جهانی می جنگند و در این اواخر نزدیک است جامعه جهانی را به زانو در آورد، پس منابع تمویل آنان کجا است؟ اینان معاش به دالر، اسلحه و مهمات، وسایل حمل و نقل و مواد سوختی و همه چیز را از کجا بدست می آورند؟ اخیراً منبع اصلی تمویل طالبان را کشت مواد مخدر عنوان می کنند، این در حالی است که کل عایدی که از بابت کشت و قاچاق مواد مخدر وارد بازار سیاه در افغانستان می شود از 4 میلیارد دالر تجاوز نمی کند. انهم بیش از نصف آن متعلق به خاندان کرزی و باند های مافیایی آقایان فهیم و خلیلی می گردد و باقی ماندۀ آن بین وزارت دفاع، وزارت داخله، ریاست امنیت ملی و قوماندانان جهادی تقسیم می گردد. پس سهم طالب چقدر می ماند که گروهی به این بزرگی را با تمام تسلیحات آن تمویل نماید؟! از این رو جامعه جهانی اگر به صلح افغانستان می اندیشد بهتر است بجای اعزام نیرو، دست از حمایت طالبان و جنگ سالاران کشیده و جنبش های دموکراتیک را که از حمایت و اعتماد مردم برخوردار باشند در افغانستان حمایه نماید. زیرا تا اعتماد مردم نسبت به یک حکومت مشروع بازسازی نشود دست یابی به یک راه حل در افغانستان دشوار به نظر می رسد.
5 نظرات:
سلام خدمت اقای حسینی،
متن زیبایی تانرا که بیانگر احساسات پاک تان نسبت به وطن است خواندم و لذت بردم. واقعاً عالی نوشیتید.
به امید نوشته های بعدی تان
اقای حسینی سلام!
انچه نوشته اید به نظرمن واقعیت های تلخی است که افراد اندکی به ان می پردازد. گرچند تاریخ کشور ما همیشه تلخ بوده وکام مردم ما هیچگاهی شیرینی صلح،عدالت،انسانیت و... نچشیده است ولی درداور این است که بازهم جانیان گذشته با چهره مدرن ونو به کام مردم زهر می ریزد وبه نام عدالت و ازادی وصلح، بی عدالتی برده گی و نا امنی را بر مردم تحمیل می کند تا کام خود شان شیرین شود.
امید وارم که نوشته های گلوله شود وبرسینه های این قصابان انسان بنشیند.
در ضمن چند وقت شده که هرچند تلاش می کنم ازفیس بوک برایت پیام بگذارم یاری ام نمی کند از پیام شیرینت در فیس بوک یک عالم سپاس.
شادو نویسا باشی.
با سلام به شما هموطن گرامی ! ضمن تقديرازنوشته های زيباي شما ... آخرين اخبار وحوادث راه استراليا وطريقه ی اخذ ويزای اندونزيا را دروبلاگ اينجانب می توانيد بخوانيد. تشکر
دوست وهموطن گرامی ! ضمن تقديرازنوشته های زيبای شما . آخرين اخبار ازمسيرراه استراليا واندونزيا وهمچنين چگونگی اخذ ويزای اندونزيا را دروبلاگ اينجانب بخوانيد.موفق وپيروزباشيد.
سلام
نوشته های جالبتو خوندم وقتی که داشتم در مورد تحقیقم سرچ می کردم و یکی از مطالبتو برداشتم.
خیلی از خوندن متن ها با واژه های فارسی لذت بردم.
اگرچه بیشتر بیان درد ها و تلخی زندگی شما هست...
ما درد های مشترک بسیاری داریم...
از آشنایی با شما خوش حال شدم.
ارسال يک نظر