
جنگ در افغانستان همانند "غیرت افغانی" دارد به جاودانگی می رسد. سه دهه جنگ، هنوز هم جنگ و شاید دهه ها جنگ. همیشه منافعی وجود دارد تا دست ها را درگیر نماید. گاهی این منافع داخلی و منطقه ایی است و زمانی هم جهانی ولی همواره زندگی ها را نابود و انسان ها را به کام مرگ فرستاده است. از آوان شکل گیری این محدوده جغرافیایی و کسب نام اجباری "افغانستان"، این کشور همواره تحولات سیاسی شگرفی را به تجربه گرفته است و همیشه مهره هایی در درون آن زمینه های مداخلات خارجی را فراهم ساخته و سیاست های خودخواهانه و استبدادی آنان سبب بروز تنش های داخلی شده است.
اگر به گذشته تاریخی یک نگاهی بیندازیم، افغانستان برای بار اول توسط شاهان مستبد و جاهل و شاهزادهگان عیاش به توب جنگ و باد استبداد بسته میشود و تجربه های تلخ برادر کشی شاهان و شاهزادگان را به تجربه می نیشیند که این کار زمینه مداخلات بیرونی را در داخل خاک افغانستان مساعد میسازد. جنگ و نزاع بخاطر تصاحب قدرت میان شاهزاده گان پشتون تبار از خوانواده احمدشاه و بعداً تیمورشاه آغاز گردیده و تا آخرین پادشاه متعصب افغانستان (محدظاهر شاه) ادامه می یابد. ولی اکثراً این جدال ها تنها میان خوانواده شاهی و بر سر تصاحب قدرت باقی نمانده، بلکه احساس خودخواهی و تفکرات فاشیستی این شاهان مستبد، گوشه های از اوراق تاریخ افغانستان را با خون اقلیت های قومی در افغانستان رنگین نموده و حکایت از نسل کشی ها، کوچ اجباری و بی خانمان سازی، برده فروشی و صدها نوع چنایت های ضد بشری دیگر را می نماید.
در عرصه سیاسی داخلی افغانستان، همواره سیاست های خودکامگی قدرت مندان پشتون تبار افغانستان زمینه جنگ های داخلی را فراهم نموده و تراژیدی های الم ناکی از خود به جا گذاشته است. عمدترین قشر اسیب دیده از این تحولات همانا اقلیت های قومی و مذهبی هستند که در طول تاریخ، بهای بسی سنگین سیاست های استبدادی زمامداران را به قیمت قتل عام ها و محرومیت از اندک ترین حقوق اجتماعی و انسانی شان پرداخته اند.
شکی نیست که جنگ های داخلی در افغانستان فقط و فقط به اراده مردم افغانستان صورت نگرفته، بلکه قسماً ناشی از احساسات خودخواهانه زمامداران مستبد و قسماً با مداخلات کشورهای خارجی مانند پاکشتان، ایران، چین، هند و روسیه بر مردم افغانستان تحمیل گردید است. مداخلات و اشغال افغانستان توسط شوری در قدم نخست و به تعقیب آن مداخلات پاکستان و ایران از طریق حمایه مالی و تسلیحاتی طرف های درگیر در جنگ های داخلی، افغانستان را به ویرانه ای مبدل ساخت. در نقطه اوج جنگ های تنظیمی در داخل افغانستان، سازمان استخبارات داخلی پاکستان رویای جدیدی برای آینده افغانستان در سر پروراند که به تأسیس و حمایه گروه تروریستی طالبان انجامید. این گروه که سرچشمه ایدئولوژیک آنها از مدارس و پایگاه های بنیادگرایی در مناطق قبائیلی پاکستان آب می خورد با حمایه پولی عربستان سعودی، حمایه تسلیهاتی آی اس آی و نیروی رزمی پشتون تبار قبایل هر دو طرف مرز دیورند داخل افغانستان گردیده و با پشتوانه ای قومی بر محور زبان پشتو در داخل افغانستان، در اندک زمان کنترول ساحات عظیمی از افغانستان را به دست گرفته و به قتل عام اقلیت های قومی و مذهبی، سرکوب و نقض حقوق زنان و اجرای حدود شرعی دست به وحشی گری زده و افغانستان را به مسیر قهقرایی قرون وسطی هدایت نمودند. این گروه تروریستی با حمایه شبکه تروریسی جهانی القاعده، تنها به قتل و خونریزی در داخل افغانستان اکتفا ننموده بلکه تراژیدی یازدهم سپتامبر را در نیویورک خلق و جهان را به بی ثباتی هولناکی تهدید نمود که منجر به حمله امریکا و ناتو در افغانستان و محدود ساختن جنگ در مرزهای افغانستان گردید.
بعد از هشت سال حضور امریکا و متحدانش با بیش از یکصدو پنجاه هزار سرباز، هنوز در افغانستان جنگ است. جنگی به مراتب سخت تر و پرهزینه تر از هشت سال قبل. از یک سو جامعه جهانی از مصارف هنگفت جنگ و تلفات نظامیان شان به تنگ آمده و هر روز بیش تر از گذشته خواهان خروج شان از افغانستان می باشد، از سوی دیگر گروه تروریستی طالبان دارد با قدرت بیشتر و حمایه وسیع تر از سوی سازمان استخباراتی پاکستان و پشتون ها در داخل افغانستان عملیات نظامی خودرا به صورت گسترده علیه نیرو های خارجی و داخی هدایت می نماید و از سوی هم اقلیت های قومی از دولت افغانستان کنار رانده شده و آنها به منظور مبارزه با تروریسم و طالبان و بیم از تسلط دوباره آنها از شدت جنگ با طالبان و حضور نیروهای خارجی در داخل افغانسان بصورت جدی حمایه و پشتبانی نموده و طوری تصور می شودکه -- در صورت خروج نیروهای ناتو از افغانستان، این اقلیت های قومی که در مجموع اکثریت را در افغانستان تشکیل می دهد، به دفاع از خود در مقابل طالبان برخواسته و افغانستان وارد مرحله جدیدی از جنگ های داخلی خواهد شد. پس می توان گفت که در افغانستان هنوز جنگ است و شاید برای دهه ها جنگ باشد. هر کس برای منافعی در افغانستان می جنگد--سازمان استخبارات پاکستان به خاطر ایجاد یک حکومت دست نشانده، ایران برای مقابله با امریکا و پاکستان، ایالات متحده و ناتو برای حفظ ثبات بین المللی، اقلیت های قومی به خاطر حقوق اجتماعی و سیاسی شان و طالبان برای ایجاد یک حکومت پشتونی بنیادگرا !!!




